قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

349

درة التاج ( فارسى )

خوانند جون زيد انسان ، و اگر كلّى باشد ، اگر در قضيه جيزى باشذ كى دلالت كند بر آنك نسبت محمول با جميع ما صدق عليه الموضوع است ، يا با بعضى از آن ، قضيه را محصوره و مسوّره خواند ، و اگر جنين نباشد مهمله خوانند بس قسمت ثلاثىّ است ، - و تربيع جنانك بعضى گفته‌اند مستحسن نيست ، جه مخلّ است بحصر ، بسبب خروج قضيّه كى در او حكم بر طبيعت كرده باشند با قطع نظر از عموم ، يا بر طبيعت و جزويّات با هم از اقسامى كى گفته‌اند ، و آنج موهم تربيع است جنانك الإنسان نوع ، و الحيوان جنس ، او از مهمله است و صدق او « 1 » جزوى واجب باشذ ، جه طبيعت شيء از آن جمله است كى صدق عليه ذلك الشيء . و اين تقرير اگر جه موافق ظاهر سخن شيخ نيست كى در شفا گفته است ، در فصل سيم از مقالهء اولى از فن رابع ، جه تصريح كرده است بآنك حكم در محصورات بر اشخاص [ باشد ] اگر موضوع شامل انواع نباشذ و بر اشخاص و انواع اگر شامل باشذ ، و نه موافق صريح آنج هم در شفا گفته است كى « المهملة ما جعل موضوعها مفهوم الإنسان مثلا من حيث هو هو ، لا ماخوذا كلّيا ، و لا ماخوذا جزئيّا ، و لا عامّا و لا معيّنا ، و اذا اخذت الطّبيعة من حيث انّها عامة مشتركة بين كثيرين كان واحدا معيّنا ، و لم تكن صالحا لجميع الاعتبارات المذكورة فحينئذ لا يكون قولنا الإنسان نوع [ و ] الحيوان جنس مهملتين فأنّه ليس الموضوع فيهما صالحا لجميع الاعتبارات لأنّ الموضوع فيهما هو الإنسان او الحيوان المقيّد بقيد العموم ، و هما امران معيّنان » لكن موافق سخن اوست در اشارات ، جه حكم كرده است كى قضيه مذكوره مهمله است

--> ( 1 ) - در اصل : از .